مثلث یادگیری مدل بهره وری در آموزش و یادگیری
مثلث یادگیری | مدل افزایش بهره وری در یادگیری
مدل مثلث یادگیری[۱] یا مثلث تجربه[۲] یک مدل یادگیری است که در دهه ۱۹۶۰ توسط دکتر ادگار دیل[۳] از دانشگاه اوهایو تدوین شده است. در این مدل از چندین نظریه مرتبط با فرایندهای یادگیری استفاده شده است. هدف از مدل مثلث یادگیری، بیان این موضوع است که کدام یک از روشهای یادگیری بازدهی و بهره وری بیشتری دارند.
قبل از هر توضیح دیگر بیایید نگاهی به مثلث یادگیری بیاندازیم.
همان طور که مشاهده می کنید ساختار مثلث یادگیری از دو قسمت اصلی بالایی و پائینی تشکیل شده است:
- قسمت بالایی مربوط به یادگیری منفعلانه
- قسمت پایینی مربوط به یادگیری فعالانه
هر کدام از قسمتهای اصلی بالایی و پائینی مثلث یادگیری نیز شامل چندین روش یادگیری گوناگون فرعی هستند. به این ترتیب که روشهای یادگیری که در قسمت بالایی مثلث یادگیری قرار دارند، نیازی به درگیر شدن کامل فکر، ذهن و بدن ما ندارند. به همین خاطر به آنها روشهای یادگیری منفعلانه می گوییم. اما از طرف دیگر روشهای یادگیری که در قسمت پایین مثلث یادگیری قرار دارند به هوشیاری و آمادگی کامل فکری، ذهنی و حتی فیزیکی ما نیاز دارند، برای همین از آنها بعنوان روشهای یادگیری فعالانه یاد میکنیم.
بر اساس بررسی های انجام شده توسط دکتر دیل، اگر بنا باشد که یک فرد متوسط مطلب مشخصی را یاد بگیرد، بازدهی (و میزان یادآوری) هر کدام از روشهای یادگیری بعد از دو هفته به این صورت مشخص میشود؛
- اگر شخص مطلب را از روی نوشته بخواند، بعد از دو هفته ۹۰% مطلب از یادش میرود و فقط ۱۰% را به یاد می آورد.
- اگر شخص مطلب را بشنود، بعد از دو هفته ۸۰% مطلب از یادش میرود و فقط ۲۰% را به یاد می آورد.
- اگر شخص مطلب را در قالب عکسها و تصاویر ببیند، بعد از دو هفته۷۰% مطلب از یادش میرود و حدود ۳۰% را به یاد می آورد.
- اگر شخص مطلب را هم بشنود و هم ببیند(مانند دیدن فیلم)، بعد از دو هفته حدود۵۰% مطلب از یادش میرود و حدود ۵۰% را هم به یاد می آورد.
- اگر شخص مطلب را به روشهای بالا یاد بگیرد و سپس درباره آن صحبت کند، بعد از دو هفته حدود ۳۰% مطلب از یادش میرود و حدود ۷۰% را به یاد می آورد.
- و در نهایت اگر شخص موضوعی را که میخواهد یاد بگیرد از طریق شبیهسازی کردن و یا عمل کردن بیاموزد، بعد از دو هفته فقط حدود ۱۰% مطلب از یادش میرود و بیش از ۹۰% آنچه را که آموخته را به یاد می آورد.
می بینید که هر چه از قسمتهای بالای مثلث به پایین آن نزدیک میشویم، به میزان بیشتری از هوشیاری ذهنی و فیزیکی نیاز هست. به عنوان مثال شما ممکن است در حالت خوابیده مشغول خواندن این کتاب باشید. یا حتی بارها پیش آمده است که هنگام مطالعه، چشمتان مشغول خواندن است، اما ذهنتان در جای دیگری سیر میکند. می دانید که در این حالت یادگیری شما بازده چندانی ندارد. اما برای یادگیری عملی بایستی که هم از لحاظ فکری و ذهنی و هم از لحاظ فیزیکی آماده و هوشیار و کاملاً درگیر با موضوع باشید.
بر اساس این نظریه کم اثرترین روش یادگیری، خواندن (Reading)یک مطلب و یا شنیدن (Listening) آن است. روشهایی که نظام آموزشی، مدارس و دانشگاه های ما بر پایه آنها استوار است و ما آنها را در تمام دوران تحصیل تجربه کرده ایم و با میزان کاراییشان آشنایی داریم.
اما بهترین و اثربخشترین روشهای یادگیری، شروع کردن به انجام کار و یادگیری در حین عمل است[۴]. این روشی است که کارآفرینان و موفقترین افراد جامعه دائماً از آن استفاده می کنند. به همین خاطر است که میگویند تجربه بهترین آموزگار است و مطلبی که از طریق تجربه یاد گرفته شود، هرگز فراموش نمیشود.
[۱] – Cone of Learning
[۲] – Cone of Experience
[۳] – Edgar Dale
[۴] – Action learning

