بهره وری ۱۰۰۰% !

میزان بهره ­وری به معنی ساده یعنی میزان نتیجه بدست آمده  نسبت به منابع صرف شده و کار انجام شده. هدف از افزایش بهره­ وری نیز این است که میزان دستاوردها و نتایج نسبت به آورده بیشتر و بیشتر شود. اما چگونه می­توان بیش از میزان کار انجام شده نتیجه بدست آورده؟ به عنوان مثال اگر صد واحد کار انجام می­دهیم هزار واحد نتیجه تولید کنیم و بهره­ وری ۱۰۰۰ درصد داشته باشیم!

ارشمیدوس گفته است که اگر من یک اهرم و یک تکیه ­گاه مناسب داشته باشم، زمین را جا به جا می­کنم. سخن او این معنی را می­دهد که می­توانم با استفاده از اهرم و تکیه ­گاه نیرویم را هزاران برابر کنم.

الوین تافلر در شاهکار خود به نام “موج سوم” دوران زندگی انسان را به سه عصر یا موج کشاورزی، صنعتی و اطلاعاتی تقسیم کرده است. سپس اهرم­های موفقیت و قدرت را در هر یک از این دوران مشخص کرده است. بدین صورت که در عصر کشاورزی اهرم موفقیت و قدرت داشتن زمین، داشتن نیروی نظامی، داشتن نیروی بازو و ماهیچه بوده است. قدرت نهایی در اختیار سلسله­ های پادشاهی بود که از طریق موروثی انتقال پیدا می­نمود. طبقات اجتماعی غیر قابل تغییر و بوده و تقریباً هر شخصی از ابتدای زندگی می­دانست که در نهایت در چه جایگاهی زندگی می­کند.

پس از گذشت حدود ۸۰۰۰ سال از عمر عصر کشاورزی و همراه با انقلاب صنعتی، عصر صنعت آغاز می­شود. در این دوران اهرم­های قدرت تغییر می­کند. زمین جای خود را به صنعت و تکنولوژی می­دهد، سرباز جای خود را به کارگر و ژنرال جای خود را به کارفرما می­دهد. در این دوران قدرت پول است که کارساز واقع می­شود. عصر صنعت که نزدیک به دو قرن طول کشید پیامد­های مثبت و منفی زیادی با خود به همراه داشت و انسان توانست با استفاده از اهرم­ها تغییرات زیادی به زندگی خود و چهره جهان بدهد.

عصر سوم عصر اطلاعات است و ما امروز در آن قرار داریم. در این عصر اهرم­های قدرت مجدداً تغییر کرده­ اند. آنها ناملموس­ تر اما قدرتمندتر شده­ اند و نیز هر شخصی که بخواهد می­تواند آنها را بدست آورده و مورد استفاده قرار دهد. برخی از مهمترین این اهرم ها عبارتند از داشتن داده­ ها، اطلاعات، دانش، علم و خرد و از همه مهمتر انتقال آنها. در  این دوران قدرت نزد کسانی است که دانایی بیشتری دارند، آن را به شیوه­ های بهتر مورد استفاده قرار داده و همچنین این دانش را به عده بیشتری انتقال می­دهند.

فرض کنید شخصی در روز ده ساعت کار می­کند و دو میلیون تومان در ماه درآمد دارد. آیا می­ توانید نتیجه بگیرید که شخص دیگری که بیست میلیون تومان در ماه درآمد دارد روزی صد ساعت کار می­کند؟! کسانی که روزی و یا ساعتی بیست میلیون تومان درآمد دارند چطور؟ مسلم است که اینطور نیست. تفاوت در این است که شخصی که درآمد بیشتری دارد از اهرمهای مؤ­ثرتری استفاده می­کند، چیزهایی را می­داند و کارها را طوری انجام می­دهد که دیگران نمی­دانند(نه آنکه نمی­توانند).

همگام شدن با تغییرات محیط

باید قبل از هر کاری به خودمان و محیط اطرفمان نگاهی بیاندازیم و بیبنیم که آیا راه دیگری نیز غیر از سخت­تر کار کردن وجود دارد؟ در اوایل قرن بیستم، با ورود دستاوردهای جهان صنعتی به تمامی حوزه­ های زندگی، تغییرات زیادی در زندگی انسانها رخ داد. عده­ای که به استقبال این تغییرات رفتند و خود را با آنها وفق دادند بسیار موفق شدند. در مقابل عده دیگری که این تغییرات و اثرات آنها را نادیده گرفتند محو گردیدند. در اوایل قرن بیستم و با ورود تراکتورها و ماشین آلات کشاورزی، عده­ای از این امکانات و پیشرفتها، دانش­ها و روش­ها استفاده کردند ولی مابقی سعی کردند برای مقابله با آنها سریعتر بیل بزنند!

امروزه در قرن بیست و یکم سرعت این تغییرات بسیار بسیار بیشتر شده است. در سال ۲۰۰۳ یونسکو اعلام کرد که نیمه عمر علم به سه سال رسیده است. به این معنی که هر سه سال نیمی از آنچه که می­دانیم دیگر کاربردی ندارد و باید با یادگیری مداوم آنها را با اطلاعات و دانشها و علوم جدید عوض کنیم.

تاریخ همیشه در حال تکرار شدن است. امروز، این انتخاب ماست که از این تغییرات سریع به نفع خود و اطرافیانمان استفاده کنیم یا اینکه گزینه سریع­تر بیل زدن را انتخاب کنیم. همانطور که مشاهده می­کنید امروزه نیز بسیاری گزینه سریع­تر بیل زدن(مدرن) را انتخاب کرده­ اند. اگر به اطراف خود نگاهی بیاندازید اشخاص زیادی را می­بینید که هر روز ساعتهای طولانی­ تری مشغول به کار هستند، کارهای زیادتری انجام می­دهند، فشارهای زیادتری را تحمل می­کنند اما به نسبت سرعت تغییرات زندگی دستاوردهای کمتری را بدست می­ آورند و همواره خود را خسته­ تر، بی­ حوصله­ تر، کم انرژی­ تر و ناشادتر می­بینند. با حداکثر سرعت می­ دوند تا در جای خود باقی بمانند. این همان بیل زدن در قرن بیست و یکم است.

چرا که اکثراً تلاش را با سازندگی اشتباه می­گیرند. امروزه بیشتر کارکردن مهم نیست، هوشمندانه ­تر کار کردن مهم است. هوشمندانه کار کردن به این معنی است که بتوانیم تشخیص دهیم که کارهای مهم­تر و با اولویت­ بالاتر برای انجان کدامند و اینکه بتوانیم با به­ کارگیری اهرم­ها و روشهای مناسب این کارها را خوبی انجام دهیم. هم نردبانمان را به دیوار مناسب تکیه دهیم و هم بتوانیم به خوبی از آن بالا برویم.

انسان قابلیت نامحدود شدن دارد. انسان در شرایط محدود است اما همیشه می­تواند این شرایط را تغییر دهد.

این همان استفاده­ کردن از اهرم­هاست. کاری که ما نیز بواسطه آن می­توانیم دستاوردهای خود را در زندگی شخصی، حرفه­ای و شغلی، تحصیلی و… بسیار بسیار افزایش دهیم.

اهرم­های مورد نظر برای موفقیت و حداکثر­سازی بهره ­وری به دو دسته کلی اهرم­های کاری و اهرم­های فکری تقسیم می­شود:

اهرم­های درونی

اهرم­های بیرونی

در نوشته های بعدی به معرفی این اهرم ها می پردازم.

اگر از این مطلب رضایت دارید آن را به اشتراک بگذارید