برای قدرت مدیریت زمان کنید

میان بازی کردن برای بردن و بازی کردن برای نباختن تفاوتهای زیادی وجود دارد. کسی که برای بردن بازی می­ کند بر­ روی توانایی­ های خود تمرکز می­ کند، به همین خاطر اعتماد به­ نفس بالایی دارد و از انجام کارها لذت می­ برد. در مقابل کسانی که برای نباختن و یا از دست ندادن تلاش می­ کنند همواره زیر سایه ترس و اضطراب همان از دست دادن قرار دارند، اعتماد به نفس و کارایی کمی دارند و زمان خود لذت نمی­ برند. در نهایت نیز، همان چیزی را که واهمه اش را داشتند بر سرشان می­ آید.

همانطور که میدانید، دو احساس اصلی که مردم در تصمیم­ گیری از آنها استفاده می­ کنند دستیابی به لذت و دوری از رنج می­باشد. در تحقیقات گوناگون نیز ثابت شده است که احساس دوری از رنج در تصمیم­ گیری تا دو و نیم برابر تأثیر گذار­تر می­ باشد. این همان بازی کردن و تصمیم­ گرفتن به قصد نباختن است.

این الگویی است که اشخاص زیادی در انتخاب و اولویت ­بندی کارها از آن استفاده کرده و برای موفق شدن همواره زمان زیادی را برای رفع نقاط ضعف خود اختصاص می­دهند. غافل از اینکه این الگو همیشه آنها را در حد متوسط و معمولی نگاه می­دارد و در بهترین حالت این اشخاص تبدیل به افراد همه کاره هیچ کاره می­ شوند.

راه حل اینست؛ تصمیم­ گیری و اولویت بندی کارها در برنامه ­ریزی زمان خود را بر اساس احساس دستیابی به لذت و تمرکز بر نقاط قوت انجام دهید. آقای جان سی مکسول، نویسنده نامی کتابهای متعدد در حوزه رهبری کسب و کار، برای موفقیت و پیشرفت همیشگی الگوی تقسیم ­بندی زمان را به صورت زیر ارائه می­دهد:

  • ۷۵ درصد از زمان خود را برای تقویت نقاط قوت خود اختصاص دهید.
  • ۲۰ درصد از زمان خود را برای نوآوری و کشف حوزه­ های جدید اختصاص دهید.
  • ۵ درصد از زمان خود را برای رفع و کاهش نقاط ضعف خود اختصاص دهید.

افراد موفق کاملاً به توانایی­های خود آگاهی دارند و می­دانند که نقاط ضعفشان بسیار بیشتر از نقاط قوتشان است. برای همین سعی می ­کنند به جای رفع نقاط ضعف، با سرمایه­ گذاری روی نقاط قوت، مزیت رقابتی خود را در بلند مدت تضمین کنند.

به عنوان مثال در یادگیری زبان خارجی، من خیلی از اشخاص را می­بینم که بلافاصله بعد از یادگیری زبان انگلیسی شروع به یادگیری زبان دیگری مانند فرانسه می­کنند. البته این کار قابل تحسین است، اما سوال اینجاست که چه مقدار از زمانی که برای یادگیری صرف می­ کنند برای دستیابی به اهدافشان و موفقیت آنها مفید و اثربخش خواهد بود. ممکن است شغل و حرفه­ شخصی ایجاب کند که به چند زبان خارجی تسلط داشته باشد، اما برای بسیاری اینکار صرفاً جنبه تفریحی دارد. راه­کار ساده اینست که به جای یادگیری زبان خارجی دوم، در همان زبان خارجی اول آنقدر قوی شوید که به مزیت رقابتی دست یابید و بتوانید یا دانسته ­های خود حداکثر استفاده را نمایید. بر نقاط قوت خود تمرکز کنید، لازم نیست تمام زبانهای دنیا را یاد بگیرید.

علی خادم الرضا

اگر از این مطلب رضایت دارید آن را به اشتراک بگذارید