برندسازی مشارکتی
برندسازی مشارکتی
برندسازی مشارکتی هنگامی رخ میدهد که دو یا چند برند در ایجاد یک محصول جدید با هم همکاری میکنند، که گاه اتحاد برندها یا تجمع برندها نیز نامیده می شود. برندسازی مشارکتی به عنوان یک استراتژی بازاریابی برای افزایش فروش در نظر گرفته میشود که بر اساس آن دو یا چند برند با یکدیگر هم پیمان شده و فعالیتهای بازار یابی خود را به هر شکل ممکنن با یکدیگر انجام میدهند. اما امروزه این موضوع چگونه در کسبوکارهای جهان اعمال میشود؟
آیا تا به حال آگهیهایی را دیدهاید که در ترویج محصولات، لوگوی دو برند مختلف همزمان دیده میشوند؟ اگر دیده باشید شما در حال مشاهدهی نمونهای از برندسازی مشارکتی و یا همکاری تجاری هستید. برندسازی مشارکتی به عنوان یکی از محبوبترین استراتژیهای بازاریابی تبدیل شده است؛ به دلیل اینکه اجازه میدهد تا کسبکار شما نقاط قوت و پایگاه مشتریان وفادرش را با یک کسبوکار دیگر ترکیب کند.
در واقع هدف از برندسازی مشارکتی ترکیب قدرت دو برند به منظور افزایش مصرفکنندگان، مقاومتر کردن و یا ترکیب خواص مختلف مرتبط با برندها در یک محصول واحد است.
تنها تصمیم گرفتن برای برندسازی مشارکتی کافی نیست، انتخاب شریک مناسب از اهمیت بسیاری برخوردار است. شما باید سعی کنید شریکی را انتخاب کنید که اولا مشتریان شما پذیرای آن باشند ثانیا شریکتان را خلاقانه انتخاب کنید.
یکی از استراتژیهای اساسی پشت برندسازی مشارکتی به رسمیت شناخته شدن برند است. در این استراتژی ویژگیهای دو محصول در یک محصول جمع شده است و مشتریان باید کمی بیشتر هزینه کنند، به عنوان مثال همکاری دیزنی و کراکس را در نظر میگیریم، دیزنی شرکت رسانههای گروهی آمریکایی و کراکس تولیدکنندهی کفشهای بچهگانه است زمانی که این دو برند با هم همکاری کردند با اینکه قیمت کفش ها افزایش یافت اما دیدن لبخند یک کودک هنگامی که شخصیت دیزنی مورد علاقهاش را روی کفش خود میبیند، برای بسیاری از مشتریان ارزشش را داشت یا مشارکت داو و اسماکرز برای تولید انواع چاشنی و طعم دهندههای بستنی،دلیل این مشارکت این بوده که داو تداعی کننده واژه کرم در ذهن است بنابراین مشارکت میان اسماکرز که تولید کننده انواع شکلات و شیرینی جات و داو که تولید کننده کرم است به دلیل تشابه کرم و آیس کریم مشارکت موفقی بوده است.
در ادامه چند نمونه موفق از برندسازی مشارکتی آورده شده است که طی سالهای گذشته رخ دادهاند.
۱) نایک و اپل یک کیت ورزشی طراحی کردهاند، این کیت یک سیستم بیسیم است که اجازه میدهد کفش با آیپد صحبت کند. گیرنده به آیپد و فرستنده به کفش متصل میشود و سپس اطلاعات بین آنها منتقل میشود.
۲) آدیداس و پولار الکترو پروژهای را ایجاد کردند که ضربان قلب، سرعت و تجهیزات مانیتورینگ را با پوشاک ورزشی تلفیق میکرد. بدین ترتیب میتوانید اطلاعات سلامتیتان را هنگام ورزش کردن کنترل کنید.
۳) هارلی دیویدسون و هتل بست وسترن
بست وسترن به علاقهمندان هارلی دیویدسون(نام تجاری نوعی موتورسیکلت است) پاداش ویژهای میداد و هرکسی از موتورسواران هارلی دیویدسون به این هتل میآمدند از امکانات ویژهای برخوردار میشدند.
۴) مستر کارت و ویرجین
مسترکارت یک شرکت خدمات مالی آمریکایی است و ویرجین یک شرکت خوشهای بریتانیایی میباشد. این دو برند با همکاری هم یک کارت اعتباری را توسعه دادند تا افرادی را که حساب بانکی ندارند هدف قرار دهند.
مزیت های استفاده از برند سازی مشارکتی:
۱-محصول میتواند تحت تأثیر برتریهای چندین برند در فعالیتهای تبلیغاتی خود ظاهر شود وبه این ترتیب جایگاه چنین برندی منحصر به فرد و متقاعد کننده خواهد بود.
۲-میتواند نقاط افتراق یا نقاط اشتراک برند نهایی ایجاد شده را افزایش دهد در نتیجه چنین برندی از سطح فروش بالاتری در میان بازار هدف فعلی خود برخوردار شود و همچنین فرصتهای جدیدی در کانال توزیع کسب نماید.
۳-هزینه های معرفی محصول را کاهش دهد، زیرا ترکیبی از تصاویر ذهنی دو یا چند برند جا افتاده، شناخته شده و برتر را در اختیار دارد بنابراین میتواند به زودی جایگاه مطلوبی را در ذهن مشتریها پیدا کند.
معایب استفاده از برند سازی مشارکتی:
کاهش کنترل بر ذهن مصرف کننده به دلیل یکپارچگی با برند دیگر است. انتظارات مصرف کنندگان در مورد امتیازات این گونه برندها بسیار زیاد است. به همین دلیل، در صورت وجود هرگونه ضعف در عملکرد یا ارضای نیازهای مشتریها از همه برندهای هم پیمان ناراضی می شوند.
برچسبها: برند, برندسازی, بازاریابی, برندسازی مشارکتی